سيد محمد كمره اى
881
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
حوزهء معاون همايون بعد به خانه معاون همايون رفته ، منزلش نبود . سپردم كه فردا صبح بيايند منزل . بعد درب خانه حاج ميرزا حسين رفته ، عيالش از پشت در گفت برويد بالاخانه جايى نرفته ، بالا رفتم ، ديدم چند نفرى منجمله رضا قلى خان ، ميرزا عبد الله ، يك سيد ديگر ، دبير خلوت و دو نفر ديگر و خودش نشسته ، مشغول صحبت . حدس زدم كه حوزه دارند . قدرى صحبت ، چايى خورده ، بلند شدم ، يك به غروب سر راه خانه دكتر مهدى خان رفته ، نبود . به خانه آقا اكبرآقا رفته ، مشغول صحبت شده ، چايى مىخورديم . آقا ميرزا عباسقلى خان و آقا ميرزا حاج آقا آمده ، تا نيم از شب به چايى و كاهو و سكنجبين و صحبت سرگرم بوده . بعد بلند شده به خيابان لالهزار آمده ، انتيكه چى را ديده ، باهم به خانهاش رفتيم ، قهوه و شيرينى خورده من با اكبر آقا بلند شده ، آقا ميرزا حاج آقا و آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى گفتند مىمانيم . بعد بيرون آمده اكبر آقا رفت . من هم رو به خانه سردار افخم رفته ، در بين راه ديدم مىآيد و عذر از بودنش خواست كه تبديل به شب شنبه شود . باهم سوار درشكه شديم . او به خانه سردار همايون رفت . من هم به خانه آمده ، شام آبگوشت با بچهها خورده ، خوابيديم . [ خاطرات ماه رجب 1337 / فروردين 1298 ] [ امور روزانه ] چهارشنبه غره رجب 1337 - 12 حمل 1298 . - صبح بعد از چايى ، معاون همايون بروجردى آمده ، تفصيل خودش را كه از بروجرد آمده و وزارت ماليه را به جهت برقرارى شغل خود ديده ، بيان مىكرد كه آقا ميرزا ابراهيم خان رشتى همسايه رسيد و مشغول صحبت بوديم . استاد على حسن آمد و يك عمله به جهت ريختن خاك به چاله گل چينه گذاشت و هشت هزار هم به جهت عمله باغچهبندى كه سابقا كرده بود و بايد هفت هزار و ده شاهى بگيرد . چون ده شاهى نداشتم ، هشت هزار دادم و رفت . تقاضاهاى بريتانيا از ايران بعد صمصام السلطنه تشريف آورده ، قدرى صحبت تقاضاى جديد انگليسىها را از دولت ايران كه از قطعات آذربايجان به دولت ارامنه و از قطعات فارس به دولت عرب بين النهرين يا استقلال على حده و ناز كردن وثوق الدوله كه استعفا